♥♥شهــــــــــــر رمـــــــــــــــان♥♥

♥♥گلچینی از بهترین رمـــانهـای عاشقـــانه ایـــرانی و خارجــی♥♥

اینم قسمت دوم ازفصله2.

امیدوارم خوشتون بیاد...

نظرفراموش نشه...

یه کوچولو تغییرش دادم


+ سه شنبه 4 آذر1393 | 20:24 | سحر |

سلام سلام خوبید؟؟خوشید؟؟چه خبرا؟؟

بچه ها واقعا معذرت میخوام که اینقدر دیر به دیر میام و پست میذارم از

فاطمه جونم معذرت میخوام

نمیدونم کسی رمانمو میخونه یا نه ولی اگه کسی رمانمو میخونه و در

موردش پیشنهاد انتقاد و خلاصه هر چی داره..

خوشحال میشم بدونم..

حرف آخر نظر فراموش نشه..

بفرمایید ادمه..


+ چهارشنبه 28 آبان1393 | 16:30 | الهام |

سلام دوستان اومدم با یک رمان جدید... شرمنده که یک مدت هست که کم وب میام... سرم به شدت شلوغ شده و خیلی کم وقت می کنم وب بیام...

یه نکته که خواستم بگم که نویسنده های وب درسته که من نمیام ولی اگر تا یک هفته ی دیگه فعالیت نداشته باشید از وب حذف میشید... لطفا نویسنده های دیگه به دیگر نویسنده ها اطلاع رسانی کنند..

خوب بریم سراغ رمان جدید... خودم تازه شروع به خوندنش کردم.. رمان جالبیه.. هیجان هم توش هست...

بخونید نظر یادتون نره....

خلاصه:

یه مرد خشن که دنیاش خلاصه شده تو سیگار روی لب ، لباس های مارک دار و سفرهای اروپایی

یه دختر از جنس احساس، اسیر بازی روزگار شده و سهمش از زندگی یه صندلی سرد به اسم ویلچره!

یه روزی، یه جایی سرنوشت این دو نفر رو مقابل هم قرار میده
 
 

زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی ، و چه خوب است دم غفلت آن

زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز

نویسنده: فاطمه خانوم کاربر نودهشتیا

منبع هم که مثل همیشه نودهشتیا هست...

 

 

دانلود رمان مرد یخی به صورت فایل PDF

+ دوشنبه 26 آبان1393 | 8:51 | فاطمــه |

به پیشنهاد سحر عزیز...

خلاصه:

یادت باشد دلت که شکست سرت را بگیری بالا…
تلافی نکن…
فریاد نزن…
شرمگین نباش…
حواست باشد دل شکسته گوشه هایش تیز است…
مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی…
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش آرزویت بود…
صبور باش و ساکت…
بغضت را پنهان کن…
رنجت را پنهان تر… …. پایان خوش

مقدمه :
صدای چرخ زمان می آید…
صدای کفشدوزک های رهگذر می آید…
صدای قناری پربسته میان راه افتاده می آید…
و…
صدای قدم های تو می آید…
تو که چه سنگین آمدی و چه سنگین ماندی و چه سنگین…
خواهی رفت؟
تو نیز مرا تنها خواهی گذاشت؟
تو نیز از من دل خواهی کند؟
ببین…
ببین که چه رقت بار به زانو درآمده ام…
ببین که چه رقت بار دلم از هجوم بی مهری هایت خون گریسته است…
ببین که چه رقت بار تسلیم می شوم…
و…
و تو چه سنگین میروی…
.
.
.
برو…
من اینجا تنها میمانم…
برو…
تو از من دل میکنی و من اینجا میمانم…
ولی بدان…
یه روز می آید…
یک روز می آید و تو در گردش زندگی جای مرا خواهی گرفت…
زمین هیچگاه بیهوده و بی هدف گرد نبوده است…
تو جای مرا میگیری…
تو رقت بار می شوی…
و من…
شاید سنگین شوم و از کنارت بگذرم…
شاید هم…
به شایدها دل خوش نکن…
این شایدهاست که مرا رقت بار کرده است…


نویسنده: shazde koochool

منبع: نودهشتیا

دانلود PDFرمان


+ یکشنبه 18 آبان1393 | 10:32 | فاطمــه |

سلام .اینم شروع فصله دومممممممممممممممممم

نظر فراموش نشه...

راستی فردا یعنی 8 ابان تولدمه

میشم21 ساله

 


+ چهارشنبه 7 آبان1393 | 18:59 | سحر |

اگر دین نداریدلااقل آزاده باشید...

معنی این جمله از نظر شما چیه؟

توی عصر امروز چه معانیی میتون داشته باشه؟

 

 

ازمدیر محترم خواهش میکنم اجازه بده این نظرسنجب تا آخر دهه اول محرم ثابت باشه.

+ دوشنبه 5 آبان1393 | 21:28 | سحر |

سلام.

بعداز حدود دوماه فصل اول رمان تموم شد.

ازهفته ی دیگه فصله دومو شروع میکنم...

لطفا همراهیم کنید تا این رمان به خوبی تمو بشه.نظربزارید تا دلگرم بشممممممممممم.

البته خواننده های عزیز لطفا نظراتتون سازنده بگید تا توی ویرایش فصله دوم کمکم کنه.

توی عزاداری هاتون منوهم دعا کنید


+ یکشنبه 4 آبان1393 | 13:41 | سحر |

سلام...

از اونجایی که خودم بعد خوندن شاید هزاران رمان دوست داشتم دست به قلم ببرم شروع به نوشتن کردم... دوستای گلم در صورتی که تمایل داشتید من و رمانم رو همراهی کنید به لینک زیر برید و در اونجا منتظر شما هستم.. در صورتی که نقدی هم داشتید می تونید به آدرس پایینی  بروید و در آنجا منتظر نقدهای سازندتون هستم...

منتظر حضورتون هستم...

رمان زندگی پر درد سر ترانه

نقد رمان زندگی پر درد سر ترانه

+ جمعه 2 آبان1393 | 10:49 | فاطمــه |

سلام

کجا هستند دوستانی که درخواست نیض یک مرد رو کرده بودند؟ من دارم رمان رو ادامه میدم... پس نظر یادتون نره... منتظر انتقاداتتون هستم...


+ جمعه 2 آبان1393 | 8:28 | فاطمــه |

+ پنجشنبه 1 آبان1393 | 16:1 | عسل |

من میگم اســـــــب

+ پنجشنبه 1 آبان1393 | 16:0 | عسل |

سلام دوستان..

بچه ها اگر قالب وب یه موقع خراب میشه سریع بهم اطلاع بدید که بیام عوضش کنم... ممنون...


+ چهارشنبه 30 مهر1393 | 14:53 | فاطمــه |


+ شنبه 26 مهر1393 | 11:29 | فاطمــه |

نظربزاریدددددددددددددددددددد


+ جمعه 25 مهر1393 | 18:39 | سحر |

به افتخار راند دومی ها... دست سوت جیغ هورا... هههههههههههه کامنت فراموش نشه.. عیدتونم مبارک... عیدی من یادتون نره... من که عیدی به شما راند دوم دادم...


+ یکشنبه 20 مهر1393 | 23:25 | فاطمــه |

+ یکشنبه 20 مهر1393 | 18:21 | عسل |

ازتون گله دارم حسابیییییییییییییییییی

خیلی بی معرفتینننننننننننننننننننننننن

من اینهمه اذوق براتون پست میزارم اونو قت به خودتون زحمت نمیدید یه نظرررررررررررربزارید.

ولی اشکال نداره،من بااین حال بازم مینویسم و ناامید نمیشم.

به وبلاگ من آوای رنگ هم سربزنید.لینکش توی دوستان هست.

عکس سالومه و هلیا رو توی وبلاگم گذاشتم


+ شنبه 19 مهر1393 | 12:20 | سحر |

سلام سلام...پ

امروز راند داریم... برید بخونید نظر یادتون نره...


+ شنبه 19 مهر1393 | 11:52 | فاطمــه |

از تو اینا ۱

از تو اینا۲

+ جمعه 18 مهر1393 | 8:16 | عسل |

اگه یه کامیون داشتی پشتش چی مینوشتی؟

+ سه شنبه 15 مهر1393 | 16:45 | عسل |

طراح قالب