♥♥شهــــــــــــر رمـــــــــــــــان♥♥
♥♥گلچینی از بهترین رمـــانهـای عاشقـــانه ایـــرانی و خارجــی♥♥
درباره وبلاگ


سلام به تمام دوستان عزیز که به این وبلاگ امده اند. اکثر رمان هایی که در این وبلاگ گذاشته می شود منبع شان سایت نودهشتیا است. پس به افتخار نویسندگان گل نودهشتیا هم شده بدون نظر از اینجا نرید.
باتشکر
مدیریت:فاطمه و مینا

____________________________
توجــــــه:دوستان وبلاگ اصلی شهر رمان اینجاست!نه هیچ جای دیگه!!

پيوندها
تی شرت محرم

تماس با ما \ سوالات کاردانی , کارشناسی , ارشد , فراگیر پیام نور

مرجع وبلاگ نویسان جوان

دریافت کد حرکت عنوان وبلاگ

کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
موضوعات
قوانین وبلاگ من
نظرسنجی
مطالب متفرقه
رمان آسانسور(نیلا)
رمان آخرین شب دوران نامزدی(سارا17)
رمان آدم دزدی به بهانه ی عشق(natanayel)
رمان آقای مغرور،خانوم لجباز(بهارک1375)
رمان آبنبات چوبی(mahtabi22)
رمان آبي ترين احساس(مریم شهسواری)
رمان آیدا(آیدا)
رمان آبرویم را پس بده(moon shine)
رمان آنتی عشق(sun daughter~ و ~shahrivar~)
رمان افسونگر(هما پوراصفهانی)
رمان ازدواج به سبک کنکوری(پرياf)
رمان از ما بهترون(زهرا رئیسی)
رمان اريكا(هیوا و نادیا)
رمان الهه ناز(جلداول)(مریم اولیایی)
رمان الهه ناز(جلددوم)
رمان از ما بهترون2(زهرا رئیسی)
رمان ازدواج به سبک اجباری(همیشه بهار)
ایستکلی (سوگلی)
رمان احساس خاموش(نیلوفر جهانجو)
رمان بی قرارم کن(مهرنوش)
رمان بامداد خمار(فرزان حاج سید جوادی)
رمان باورم کن(aram-anid)
رمان بچه مثبت(alef.satari)
رمان بمون کنارم (جلد اول)(گیسوی شب)
رمان برايم بمان(فهیمه رحیمی)
رمان باديگارد(Shaloliz)
رمان با من قدم بزن(niloo j0on)
رمان به نجابت مهتاب(moone shineو فاطیما8 )
رمان پرستار من(گ.شب +doni.m)
رمان پشت يك ديوار سنگي(آرام رضایی)
رمان پیله ات را بگشا(جلد دوم قتل سپندیار)
رمان پرستش(سحربانو69)
رمان توسکا(هما پوراصفهانی)
رمان تاوان(any Body)
رمان تب داغ گناه(نیلوفر قائمی)
رمان جدال پرتمنا(هما پوراصفهانی)
رمان جادو (جلد دوم نفرین یک جسد)(دل آرا)
رمان جزای عشق(مهتاب)
رمان چشمهايي به رنگ عسل(زهره کلهر)
رمان چادرت را می بویم(Moon-shine)
رمان حکم دل(sun daughter + anita)
رمان خانوم بادیگارد(صحرا 71)
رمان در مسیر آب و آتش(sky-angle & fereshteh27)
رمان دروغ شیرین(saghar و sparrow)
رمان درحسرت آغوش تو(آیســـــان)
رمان درهمسایگی گودزیلا(آنیلا)
رمان دایی من(شاهتوت)
رمان دیوانه ی عاشق(آیدا79)
رمان دو نیمه سیب جلد اول
رمان دو نیمه سیب جلد دوم
رمان دریای عشق(sadaf.a & doni.m)
رمان دخترکرمونی...پسرتهرونی(خانم طلا)
رمان درد عاشقی(tan tan16)
رمان رییس کیه؟(شاهتوت)
رمان راند دوم(جلد دوم رمان رییس کیه؟)
رمان روزهای بی کسی(گ.شب)
رمان روزاي باراني(هما پوراصفهانی)
رمان رکود(پرياf)
رمان رقاص های شیطون(سکوت تلخ)
رمان رج زدن های زندگی(moon shine)
رمان زندگی غیر ممکن(thunder kiz)
رمان زمستان داغ(اسماء کرمی پور)
رمان زمین جای قشنگی نیست(مهسان)
رمان سوگلی سال های پیری من(گل آرا وchiksay)
رمان شیطنت عشق(امیر.ع)
رمان شرط بندی دردسر ساز(نرجس خاتون)
رمان طوفان دیگر(انیس محمودی)
رمان طنین( baroonii)
رمان فرشته من(فرشته 27)
رمان فارغ التحصیلی(SaMirA.Ha)
رمان فانوس(مهتاب)
رمان فقط دو سال نبودم..چرا؟؟(الهام)
رمان فرق بین من واون(مهسان)
رمان قرعه بنام3نفر(فرشته 27)
رمان قتل سپندیار(moon shine/parmisa65)
رمان عشق و آتش(نیلا)
رمان عشق کشکی(رویا)
رمان عشق به توان6(غزل+مینا+نگین)
رمان عروس 18 ساله(mahtabeeshgh)
رمان عشق و جدل(سپیده.ف)
رمان عشق و سنگ (جلد اول)(شبنم ا.ی)
رمان عشق و سنگ (جلد دوم)
رمان عشق فلفلي(هانیه.الف)
رمان عاشقم باش(نجمه پژمان)
رمان عشقم باران(صحرا71)
رمان عملیات عاشقانه(سرمه)
رمان عاشق اسیر(نیلا)
رمان کفشهای غمگین عشق(رها اعتمادی)
رمان كاردوپنير(patrishiya)
رمان گروگان دوست داشتنی(صحرا 71)
رمان گناهکار(فرشته 27)
رمان گوهر مقصود(دل آرا دشت بهشت)
رمان لجبازی آقا بزرگ(شاهتوت)
رمان مسیر عشق(فرشته 27)
رمان مجنون(nameless)
رمان من و سیاوش و زندگی(sara bala)
رمان مرثیه ی عشق(ترنم بهار)
رمان ميوه بهشتي(مریم.ط)
رمان ما عاشقیم(خورشیدک)
رمان مستی برای شراب گران قیمت(شاهتوت)
رمان میخوام آدم باشم(sahar93)
رمان من و داداشم و دوتای دیگه(دکتر75)
رمان ناتاشا(mahtabeeshgh)
رمان نبض یک مرد(شاهتوت)
رمان نفرین یک جسد(دل آرا دشت بهشت)
رمان نبض تپنده(ژیلا)
رمان وقتی توهستی(zohal)
رمان واهمه ی با تو نبودن(ادامه ی مرثیه ی عشق)
رمان هويت پنهان(پدیده و والا)
رمان همکارم میشی؟(ستاره چشمک زن)
رمان هکر قلب(arish94)
رمان هيراد(سیاوش68)
رمان هم جنس من(دل آرا دشت بهشت)
رمان همزاد ابلیس(مهتاب)
رمان هامون (هلیا بحری)
رمان یک شب آرامش(gord Afarid)
رمان یلدا
رمان یاسمین(مرتضی مودب پور)

جمعه 2 آبان1393 :: نويسنده : فاطمــه
سلام...

از اونجایی که خودم بعد خوندن شاید هزاران رمان دوست داشتم دست به قلم ببرم شروع به نوشتن کردم... دوستای گلم در صورتی که تمایل داشتید من و رمانم رو همراهی کنید به لینک زیر برید و در اونجا منتظر شما هستم.. در صورتی که نقدی هم داشتید می تونید به آدرس پایینی  بروید و در آنجا منتظر نقدهای سازندتون هستم...

منتظر حضورتون هستم...

رمان زندگی پر درد سر ترانه

نقد رمان زندگی پر درد سر ترانه



ادامه مطلب



نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 2 آبان1393 :: نويسنده : فاطمــه

سلام

کجا هستند دوستانی که درخواست نیض یک مرد رو کرده بودند؟ من دارم رمان رو ادامه میدم... پس نظر یادتون نره... منتظر انتقاداتتون هستم...



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان نبض یک مرد(شاهتوت)،
برچسب ها :
پنجشنبه 1 آبان1393 :: نويسنده : عسل



ادامه مطلب



نوع مطلب : نظرسنجی،
برچسب ها :
پنجشنبه 1 آبان1393 :: نويسنده : عسل

من میگم اســـــــب



ادامه مطلب



نوع مطلب : نظرسنجی،
برچسب ها :
چهارشنبه 30 مهر1393 :: نويسنده : فاطمــه
سلام دوستان..

بچه ها اگر قالب وب یه موقع خراب میشه سریع بهم اطلاع بدید که بیام عوضش کنم... ممنون...



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان نبض یک مرد(شاهتوت)،
برچسب ها :
شنبه 26 مهر1393 :: نويسنده : فاطمــه


ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان نبض یک مرد(شاهتوت)،
برچسب ها :
جمعه 25 مهر1393 :: نويسنده : سحر
نظربزاریدددددددددددددددددددد



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان میخوام آدم باشم(sahar93)،
برچسب ها :
یکشنبه 20 مهر1393 :: نويسنده : فاطمــه
به افتخار راند دومی ها... دست سوت جیغ هورا... هههههههههههه کامنت فراموش نشه.. عیدتونم مبارک... عیدی من یادتون نره... من که عیدی به شما راند دوم دادم...



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان راند دوم(جلد دوم رمان رییس کیه؟)،
برچسب ها :
یکشنبه 20 مهر1393 :: نويسنده : عسل



ادامه مطلب



نوع مطلب : نظرسنجی،
برچسب ها :
شنبه 19 مهر1393 :: نويسنده : سحر
ازتون گله دارم حسابیییییییییییییییییی

خیلی بی معرفتینننننننننننننننننننننننن

من اینهمه اذوق براتون پست میزارم اونو قت به خودتون زحمت نمیدید یه نظرررررررررررربزارید.

ولی اشکال نداره،من بااین حال بازم مینویسم و ناامید نمیشم.

به وبلاگ من آوای رنگ هم سربزنید.لینکش توی دوستان هست.

عکس سالومه و هلیا رو توی وبلاگم گذاشتم



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان میخوام آدم باشم(sahar93)،
برچسب ها :
شنبه 19 مهر1393 :: نويسنده : فاطمــه
سلام سلام...پ

امروز راند داریم... برید بخونید نظر یادتون نره...



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان راند دوم(جلد دوم رمان رییس کیه؟)،
برچسب ها :
جمعه 18 مهر1393 :: نويسنده : عسل

از تو اینا ۱

از تو اینا۲



ادامه مطلب



نوع مطلب : نظرسنجی،
برچسب ها :
سه شنبه 15 مهر1393 :: نويسنده : عسل

اگه یه کامیون داشتی پشتش چی مینوشتی؟



ادامه مطلب



نوع مطلب : نظرسنجی،
برچسب ها :
یکشنبه 13 مهر1393 :: نويسنده : فاطمــه
خلاصه:

این داستان در مورد یه خواهر و برادره که به صورت ناخواسته و اجباری وارد خونه ی عموشون میشن و اونجا حسابی درگیر میشن. اونم درگیر یه روح سرگردان که از اونا کمک میخواد. بعد از کلی اتفاق می تونن با خانواده روح ارتباط برقرار کنن و به کمک اونا با عث آرامش اون روح میشن و البته این مابین برای خانواده خودشون هم اتفاقات جالبی می افته.

نویسنده: دکتر 75

منبع: نودهشتیا

 

دانلود PDF رمان من و داداشم و دو تای دیگه



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان من و داداشم و دوتای دیگه(دکتر75)،
برچسب ها :
یکشنبه 13 مهر1393 :: نويسنده : فاطمــه
سلام دوستان...

خلاصه رمان:

هانا با سه تا از صمیمی ترین دوستاش برای مسافرت به شمال میرن.. وقتی که تو دریا مشغول آب بازی بودند موج بزرگی هانا رو با خودش میبره وقتی که هانا با مرگ دسته و پنجه نرم میکرده کسی اونو نجات میده و هانا فقط از اون ناجی چشم هاش رو به یاد داره چشمهایی که متعلق به کسی هست که زندگیش نجات داده… اون چشم های محصور کننده خواب و خوراک رو از هانا میگیرن و هانا میگرده دنبال ناجی خودش و این میشه آغاز داستان پر فرازو نشیب ما …

نویسنده: هلیا بحری

منبع: نودهشتیا

 

دانلود PDF رمان هامون



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان هامون (هلیا بحری)،
برچسب ها :
شنبه 12 مهر1393 :: نويسنده : عسل

ماشین بابایه من پارس سفیده....



ادامه مطلب



نوع مطلب : نظرسنجی،
برچسب ها :
شنبه 12 مهر1393 :: نويسنده : فاطمــه
سلام دوستان....

خلاصه رمان:

قصه ما قصه دختریه که مثل خیلی از دخترهای اطراف ماست.شاید مثل خیلی از خود ما کسی که خیلی جاها دیدیمشون و دوستشون داریم سادگیشون رو ، رو راستیشون رو ، همونهایی که از اینکه روی زمین خاکی بشینن ترسی ندارن و دلشون می خواد بوی آدم داشته باشن …
دختر قصه ما دختر شاه پریون نیست نمی خواد هم باشه اما می خواد دنیا رو با دستهای خودش بسازه ، آرزوهای بزرگ داره ، ایده آل گراست و می خواد اصول اخلاقی زندگی رو خودش بسازه …
اما قبل از اینکه به خودش بیاد خودش رو در وسط مرداب گناه مبینه …

نویسنده: baroonii 

 

 

 

 

دانلود رمان طنین

 



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان طنین( baroonii)،
برچسب ها :
جمعه 11 مهر1393 :: نويسنده : فاطمــه
سلام دوستان بابت نبودنم عذر می خوام... از این به بعد سعی می کنم زودتر بیام...فدای همتون...

 

خلاصه رمان:

طناز برای اینکه دل مامان باباش رو نشکنه و همینطور با اونی که اونا میگن ازدواج نکنه میگه عاشق دوست برادرش پدرام شده ، که از قبل با پدرام و داداشش طاها برنامه ریزی میکنن تا پدر ومادرش متوجه چیزی نشن ولی …

 

نویسنده:tan tan16

منبع: نودهشتیا

دانلود PDF رمان درد عاشقی



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان درد عاشقی(tan tan16)،
برچسب ها :
چهارشنبه 9 مهر1393 :: نويسنده : سحر
نظرررررررررفراموش نشه....

داشتیم برمیگشتیم خونه که پشت چراغ قرمز نگه داشت.خیابون خلوت بودوفقط یه معتادکاتون خواب ازخط عابر پیاده داشت رد میشد،همینطور داشتم نگاش میکردم که محسن گفت:آدمه عوضی.حقش همین الان با ماشین ازروش رد شم.
باتعجب برگشتم سمتشوگفتم:کیو میگی؟
بانفرت به اون مرد اشاره کردو گفت:همین مرتیکه معتاد.
_اونوقت چرا؟
_برای اینکه من از معتادا بدم میاد.حتی از آدمای سیگاری

 

 

 

لطفا منو به چالش بکشید



ادامه مطلب



نوع مطلب : رمان میخوام آدم باشم(sahar93)،
برچسب ها :
چهارشنبه 9 مهر1393 :: نويسنده : سحر
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف می زدم و برای طرفم شاخ و شونه می کشیدم که نابودت می کنم ! به
زمین و زمان می کوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا می کشی و... خلاصه فریاد
می زدم

یک دختر بچه یک دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و می گفت آقا گل !
آقا این گل رو بگیرید....

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد می زدم و هی هیچی نمی گفتم به این بچه ی مزاحم!
اما دخترک سمج اینقدر بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرم را آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم:
بچه برو پی کارت ! من گـــل نمی خـــرم !
چرا اینقدر پر رویی!
شماها کی می خواهید یاد بگیرید مزاحم دیگران نشوید و....

دخترک ترسید... کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود !
وقتی چشمهایش را دیدم ناخودآگاه ساکت شدم ! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند آمد!
البته جواب این سوال را چند ثانیه بعد فهمیدم!
وقتی ساکت شدم و دست از قدرت نمایی برداشتم، جلو آمد و با ترس گفت :
آقا! من گل نمی فروشم! آدامس می فروشم!
دوستم که آن طرف خیابون است گل می فروشد!
این گل را برای شما از او گرفتم که اینقدر ناراحت نباشید!
اگر عصبانی بشوید قلبتان درد می گیرد و مثل بابای من بیمارستان می روید، دخترتان گناه دارد.....
هربار به خودمان می گوییم ، یادمان باشد زود قضاوت نکنیم ... اما باز هم...

به وبلاگ آوای رنگ هم سربزنید



ادامه مطلب



نوع مطلب : مطالب متفرقه،
برچسب ها :